|
|
|
|
|
برگرد
صفا و رونق بازار برگرد شده آذوقه ها انبار برگرد فشار اقتصادی زندگی را نموده اندکی دشوار برگرد میان جامعه سر زندگی نیست همه آزرده و بیمار برگرد زفرط غصه رنگ چهره ما شده همچون گچ دیوار برگرد درون سینه ها مهر و وفا نیست همه بیگانه با ایثار برگرد نمانده شور و حال شعر گفتن الا ای مطلع اشعار برگرد تمام شیرها بی حال هستند زمین پر گشته از کفتار برگرد جهان در اضطراب خشکسالی است شده آشفته و تبدار برگرد جدال و کشمکش های سیاسی شده طولانی و کشدار برگرد کسی فکر جوانان وطن نیست همه سرگشته و بی کار برگرد پسرها در میان خانه کرچ اند همه تن پرور و بی عار برگرد برای دختران شوهر گرفتن شده در حد یک پندار برگرد خلاصه درد و رنج بی تو بودن رضا را می دهد آزار برگرد فراق و درد هجرت کشته مارا خدا را ای گل بی خار برگرد ندارد رونقی بازار بی تو صفا و رونق بازار برگرد رضاالهامی
|
||
|
|
|
|
|
می توانی
بریدی ترمز و راه تو باز است تمام هیکلت بر روی گاز است تو هم مانند دولت "می توانی" گرانی دشمنت در خواب ناز است! |
||
|
|
|
|
|
ظهور
آدمی غرق دو رنگی شده است زدن حقه زرنگی شده است! بی تو دل در قفس سینه ما همچو یک تیله سنگی شده است کودک ساده و بی کینه ده مثل گانگستر جنگی شده است جای گرگم به هوا بازی او پشت رایانه تفنگی شده است! بی تو معیار گزینش به غلط پارتی بازی و قشنگی شده است! ماهی کوچک مرداب کلک با دغل بازی نهنگی شده است! و نهنگ یل دریای شرف ساکن حوضک تنگی شده است! بی تو روباه ادا باز و دغل وسط صحنه پلنگی شده است! شیر با جربزه جنگل عشق چو شغال شل و لنگی شده است! با ظهور تو جهان مطمئن است که پر از حس قشنگی شده است رضاالهامی |
||
|
|
|
|
|
کلیدواژه:آهنگساز؟بانک؟شاعر؟وزیر؟سفره؟لخت؟اقدسیه؟مرگ؟
قبر! در زمره بازیگرانی یا آنکه از بازیکنانی؟ خواننده و آهنگسازی یا از قماش شاعرانی؟ آیا رئیس بانک هستی یا تاجری سرمایه داری؟ تک سرنشین بنز هستی در اقدسیه خانه داری؟ استاد دانشگاهیانی آیا وزیری یا وکیلی؟ کاری به عنوانت ندارم تو پیش من خوار وذلیلی! دیگر نداری اعتباری اینجا برایت عرصه تنگ است! در زیر سر بالش نداری تنها پناهت خاک و سنگ است! خیلی غریب و بینوایی درمانده و در اضطرابی! اینجا خوراک موش و ماری! هر لحظه در رنج و عذابی! از سفره های چرب ورنگین دیگر نمی بینی نشانی! در آرزوی لقمه ای نان باید بمانی سالیانی! آن جامه های فاخرت کو؟ کاینگونه لخت و بی لباسی؟ کو آن همه اموال و پولت کاینجا فقیر و آس و پاسی؟ آخر چرا از وقت مرگت یادی نکردی توی دنیا؟ تا اینکه چون اولاد آدم آسوده خاطر باشی اینجا! رضاالهامی |
||
|
|
|
|
|
کلیدواژه: بینی/جراحی/غضنفر/بوم/زندگی/طوطی/ایل/فامیل/شوم/
بینی درقلب من جایی نداری دلگیرم از دست تو دیگر آری نمی خواهم ببینم یک لحظه رویت را غضنفر در زندگی بودی همیشه مانند کوهی تکیه گاهم هنگام سختی ها تو بودی تنها امید و سر پناهم با خنده هایت قلب سختم مانند مومی نرم می شد با تابش خورشید رویت این روح سردم گرم می شد افسوس ای طوطی نوکت را رفتی و جراحی نمودی از سینه ام مهر خودت را یکباره چون گردی زدودی با بینی کوتاه و پهنت حالا شبیه بوم هستی در پیش چشم ایل و فامیل موجود زشت و شوم هستی! رضاالهامی |
||
|
|
|
|
|
بیا صاحب زمان
یکی گوید:فلان را می نویسم یکی دیگر:همان را می نویسم و من جای فلان در برگه رای "بیا صاحب زمان" را می نویسم! |
||
|
|
|
|
|
قرمز و آبی
چه لحظه ها که روز و شب به گرد تو نشسته ایم و تخمه ها که یک به یک به پای تو شکسته ایم تو شمع جمع ما شدی که رفع خستگی شود در اوج رفع خستگی ولی دوباره خسته ایم! بدون تو میان ما همیشه صلح و سازش است به خاطر حضور توست که دشمن و دو دسته ایم! گروهی حزب آبی و گروهی حزب قرمز یم کمر به قتل عام هم میان خانه بسته ایم! رضاالهامی
|
||
|
|
|
|
|
عید آمد
عید آمد و عید آمد آهسته خزید آمد زنها همه خو شحالند چون وقت خرید آمد! شاهین گرانی هم از لانه پرید آمد! از هر طرفی مهمان یکباره جهید آمد! همسایه بالایی چون باد وزید آمد! همسایه پایینی حرفش که شنید آمد! ملای ده ما با قرآن مجید آمد! یک لحظه پس از او هم آقای مزید آمد دایی حسن و ایلش باروی سپید آمد! از میمنه عمه جان همراه وحید آمد! از میسره هم خاله پر شور و امید آمد! از سوی دگر شویش همراه فرید آمد همکار پدر جان هم با کله دوید آمد! تا وقت نهار آمد هرکس که رسید آمد! تبریک به ما می گفت چون سال جدید آمد! هنگام غذا در دل اندوه پدید آمد! بر روی پدر از غم یک خط مدید آمد! یارب زچه رو بر ما این قوم ندید آمد! از مطبخه مادر با دیگی ز ترید آمد! خوردیم و شکمها را یک درد شدید آمد! شد ورد شکمهامان عید آمد و عید آمد!
|
||
|
|
|
|
|
آئینه بی تو راه آرامش سوت وکور و تاریک است توی تونل وحشت روز و شب ترافیک است برلب عروسکها رد پای ماتیک است روی گونه گلها جای چنگ ماژیک است خط چشم آهو ها طرحی از گرافیک است آب ورنگ نیلوفر ارمغان لیزیک است اسم رقص آلاله ورزش اروبیک است آرزوی پروانه پرسه توی بوتیک است نسترن به دنبال جنس تازه و شیک است بر گلوی سنت ها تیغ علم و تکنیک است معبر شکوفایی تنگ وتارو باریک است با حضور آئینه روزگار ما نیک است قاصدک خبر داده مقدم تو نزدیک است! رضاالهامی
|
||
|
|
|
|
|
فطر
یک شیشه گلاب و عطر تقدیم تو باد شادابی عید فطر تقدیم تو باد نیلوفر باغ ما دراز است عزیز از شاخه آن سه متر تقدیم توباد! |
||